محمد تقي جعفري

209

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

حيات اعتلا و تكامل است ، هر فرد يا جامعه اى كه عدالت بورزد ، محال است كه قهقرا و سقوط او را تهديد نمايد . و بالعكس ، هنگامى كه عدالت از قلمرو حيات فرد يا جامعه رخت برمىبندد ، اعتلا و تكامل او بدون ترديد با سقوط و تباهى روبرو خواهد گشت ، زيرا گردونهء عدالت را از كار انداخته حيات را راكد ساخته است . ركود حيات مانند سكون يك جسم فيزيكى نيست كه در همان جا كه حركت را از دست داده ساكن شود ، و متوقف بماند ، بلكه با نظر به حقيقت حيات كه نيروى تكامل و اعتلا را در درون آدمى مىجوشاند ، اگر ظلم و ستم در آن ، راه بيابد ، فعاليت آن نيرو تغيير جهت داده انسان را رو به سقوط خواهد برد ، زيرا نيروى حيات لحظه اى بدون فعاليت نمىماند . اكنون نمونه اى از آياتى را كه ستم را عامل سقوط تمدنها و متلاشى شدن اجتماعات معرفى مىكند ، مطرح مىنماييم : 1 - * ( فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ( 1 ) . ( بريده شد دنبالهء گروهى كه ستم ورزيدند و ستايش مر خداى راست كه پروردگار عالميان است ) . گروهى كه در زندگانى خود ستمكارى را پيشهء خود مىسازند ، گور خود را با دست خود مىكنند ، اميدى بر دوام و بقاى آن قوم كه با حيات انسانها مبارزه مىكنند ، وجود ندارد ، نكتهء بسيار با ارزشى كه در آيهء مورد بحث ديده مىشود : ستايش خداوندى است كه عامل آن را پايان يافتن حيات ستمكاران و متلاشى شدن آنان قرار داده است . از اين نكته معلوم مىشود كه ستم و ستمكارى نوعى مبارزه با ربوبيت خداوندى است ، و خداوند با صفت ربوبى خود ستمكاران را از بين مىبرد و آنان را متلاشى مىسازد . 2 - * ( وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ) * ( 2 ) . ( ما پيش از شما جوامعى را در طول قرون و اعصار به علت ستمكارى كه

--> ( 1 ) الانعام آيهء 45 . ( 2 ) يونس آيهء 13 .